با توجه به گسترده شدن مصرف برق و وابستگي شديد صنعت به اين نوع انرژي و يكپارچگي و پيوسته شدن شبكه هاي انتقال و توزيع برق ، نيازمند آنست كه دائما از طريق مراكزي مديريت شود بنحوي كه هم حوادث و اتفاقات تحت كنترل و نظارت باشد و هم مديريت انرژي انجام گردد، كه اين كار توسط مراكزي بنام ديسپاچينگ ( DISPATCHING ) انجام مي پذيرد .

دیس پاچینگ سری کننده وتولید کننده ویا پاراله شونده نیست بلکه هماهنگ کننده همسان ساز یکسان کننده چندین نیروگاه فعال ودر حال تولید جریان الکتریسیته با هم می باشد.حدودا وسط و کانون چندین نیروگاه در حال تولید و بهره برداری یک مرکز دیس پاچینگ نصب و راه اندازی می شود.امروزه دیس پاچینگ با ابزار های دقیق و هوشمند فوق دیجیتال تولیدات نیرو گاههای تحت پوشش زیر نظر گرفته وتمام دستورت لازم شامل فرکانس(HZ)ومگاوات را در تمام نیروگاهها هر ثانیه پارامترهای زیل را چک می کنند ودستورات لازم به نیروگاه واشکالات به اپراتورهای مربوط خبر داده واز ایشان درخواست می شود هر چه زودتر اشکال را بر طرف وجریان الکتریسیته ی صد در صد سالم مورد نیاز صنعت و کشاورزی و مصارف خانگی وارد خطوط ارسال نمایند.
توضیح این که بیش تر عملکرد دیس پاچینگ روی VOLTAg - HZ و اطلاع رسانی و استاندارد نگه داشتن تولیدات تمام نیروگاههای تحت پوشش این مرکز می باشد.

رشد مداوم ديسپاچينگ ملي مسئوليت برنامه ريزي، هدايت و كنترل شبكه سراسري توليد و انتقال صنعت برق را بمنظور هماهنگ نمودن توليد با ميزان مصرف با در نظر گرفتن امكانات و ظرفيت هاي انتقال،عهده دار مي باشد. اهم وظايف ديسپاچينگ ملي عبارت است از:

- پيش بيني نياز مصرف در مقاطع سالانه، ماهيانه، هفتگي، روزانه لحظه
- برنامه ريزي و هماهنگي توليد مولدهاي نيروگاهي شبكه با توجه به معيارهاي اقتصادي.
- حفظ ايمني و پايداري شبكه توليد و انتقال.
- بهره برداري بهينه و اقتصادي از منابع توليد و انتقال.
- نظارت بر عملكرد ديسپاچينگ مناطق.

وظايف فوق در حال حاضر در يك مركز كنترل ملي و شش مركز كنترل منطقه اي ذيل انجام مي گردد:

1- ديسپاچينگ منطقه اي تهران
2- ديسپاچينگ منطقه اي اصفهان
3- ديسپاچينگ منطقه اي شمالغرب
4- ديسپاچينگ منطقه اي شمالشرق
5- ديسپاچينگ منطقه اي جنوب شرق
6- ديسپاچينگ منطقه اي جنوب غرب

اين مراكز با برخورداري از پيشرفته ترين تكنولوژي و قابليت هاي كنترل خودكار و كنترل از راه دور در رده مجهزترين مراكز كنترل جهان قرار دارند.

تاريخچه صنعت برق : توليد الكتريسيته ساكن و اندازه‌گيري آن و انجام تحقيقات اوليه توسط فيزيكداني بنام كولن و سپس توليد الكتريسيته جاري در سال 1799 توسط يك نوع باطري توسط الكساندر ولتا به مرحله اجرا درآمد و با پيشرفت علوم در سال 1882 براي اولين بار در اشتوتگارت آلمان نيروگاهي بوجود آمد كه قادر بود فقط چند خانه را تغذيه نمايد ( صد وچهارسال پيش و بتدريج به تعداد نيروگاههاي افزوده شد ، بطوريكه 99 سال پيش ( 1887 ) 375 نيروگاه در تمامي نقاط آلمان شروع به كار كردند . تكامل صنعت ماشين‌سازي بخصوص ماشينهاي بخار و توربينهاي مختلف توليد اين انرژي را در سراسر دنيا افزايش دادند ، در اين سالها بحث زيادي در زمينه استفاده از جريان مستقيم و متناوب در گرفت ، در نتيجه اين بحث منجر به استفاده از جريان سه ‌فاز گرديد و براي اولين بار در سال 1891 خط انتقال KV15 سه فاز به طول 175 كيلومتر كشيده شد و بيست سال بعد KV110 و 50 سال بعد خط 400 كيلو ولت مورد بهره ‌برداري قرار گرفت و در همان سال از خط KV 500 شوروي و در سال 1965 خط 735 كيلو ولت در كانادا به مدار پيوست . ولتاژ انتقال پيوسته رو به فزوني مي‌باشد ، ولي حداكثر ولتاژ انتقال به وسيله سيستم سه ‌فاز با امكانات موجود در حدود 1100 كيلو ولت مي‌باشد . صنعت توليد برق به لحاظ نياز كليه صنايع به آن در اكثر ممالك از اولويت نخست برخوردار بوده و در واقع توسعه اقتصادي و صنعتي به توسعه اين صنعت وابسته است ، بخش اصلي توسعه اين صنعت در شاخه ‌هاي نيروگاه هاي بخاري صورت گرفته و اين رويه همچنان ادامه دارد . در ايران از قرار معلوم سياست دولت بر توسعه اين نوع نيروگاه‌ هاي قرار گرفته است .

اينك به تاريخچه صنعت برق در ايران مي‌پردازيم : توليد برق در سال 1383 هجري شمسي با بهره ‌برداري از يك مولد 400 كيلو واتي كه توسط يكي از تجار ايراني بنام حاج امين الضرب تهيه و در خيابان چراغ برق تهران ( اميركبيرفعلي ) نصب گرديده بود ، آغاز شد و در سال 1316 مؤسسه برق تهران تحت نام “دايره روشنايي تهران” كه زير نظر بلديه اداره مي‌شد و بعد اداره كل برق تهران تغيير نام يافت و در همين سال مولد 6000 كيلوواتي زير نظر شهرداري شروع به كار نمود و در سال 1328 اين مؤسسه تحت نام بنگاه برق تهران زير نظر وزارت كشور فعاليتهاي مربوط به تأمين برق را بر عهده گرفت . در سال 1332 دو واحد ديزل 2 مگاواتي و در سال 1335 واحد 2 مگاواتي ديگر و در سال 1338 نيروگاه طرشت با چهار واحد توربين بخار هر يك به قدرت 5/12 مگاوات مشغول به كار گرديد ، به طوري كه در پايان سال 1338 ظرفيت مولدهاي نصب‌ شده در تهران به 3/78 مگاوات رسيد ، علاوه بر آنچه ذكر گرديد از سال 1328 به بعد شركتهاي مختلفي كه عهده ‌دار سرويس برق به مشتركين بودند ، در گوشه و كنار تهران مشغول به كار بودند كه مجموع ظرفيت نصب‌ شده مولدهاي آنها به حدود MW 40 بالغ مي‌گرديد و در سال 1341 به منظور تشكيل برق ناحيه‌اي جهت توليد و توزيع برق ، سازماني بنام «سازمان برق ايران » ايجاد گرديد . پس از تشكيل وزارت آب و برق در سال 1343 سازمان مذكور ابتدا بصورت سازماني وابسته و در سال 1344 به صورت معاونت واحد برق در وزارت مذكور ادغام گرديد ، وزارت آب و برق از سال 1353 به وزارت نيرو تغيير نام يافت .

با توجه به آمار روز به روز به مقدار مصرف افزوده مي‌شود ، و بتدريج در شهرهاي بزرگ ايران هم نيروگاههايي در همه جا امكان‌پذير نبود و يا اينكه پيك بار در هر منطقه فرق مي‌كرد . نياز به خطوط انتقال و توزيع احساس مي‌شد ، پستهاي با ولتاژهاي مختلف مثلاً KV 63 – KV 132 – KV 400 احداث شود و توسط خط انتقال نيروگاهها و پستها به محل متصل شدند و روز به روز گسترده‌تر شد و شبكه به هم پيوسته بوجود آمد . با گسترده شدن شبكه‌ها و خطوط انتقال و نيروگاهها نياز به مراكزي براي بهره ‌برداري بهتر و هماهنگي بين نيروگاهي و پستها و كنترل ولتاژ و فركانس و برنامه‌هاي تعميرات و در نتيجه مركز كنترل و ديسپاچينگ در تهران و در شهرهاي بزرگ راه‌اندازي شد .
اهميت و نقش ديسپاچينگ اهميت ديسپاچينگ امروزه صحبت از اهميت و يا ضرورت توليد انرژي از جهات مختلف اقتصادي ، اجتماعي و حتي سياسي بر همگان روشن است . مصرف الكتريكي بطوري به زندگي روزانه ما عجين شده است كه بدون آن اگر نگوييم زندگي ناممكن است ، بلكه به جرأت مي‌توان گفت كه بسيار مشكل است .
جهش سريع تكنولوژي و بهبود زندگي در دهه اخير در كشورهاي پيشرفته بسيار قابل چشمگير بوده و به علت نزديكي جامعه جهاني به هم بويژه با ارتباطات سريعي كه بوجود آمده است به كشور ما نيز رسوخ كرده و تكنولوژي زندگي ما را بدنبال خود مي‌كشد ، گويا فرهنگ مصرفي انرژي الكتريكي در جهان حكومت مي‌كند كه ملتها به آرامي به اين فرهنگ متصل مي‌شوند .
تأمين انرژي بويژه انرژي الكتريكي از نيازهاي اصلي هر اجتماع صنعتي و نيمه صنعتي مي‌باشد و توسعه اقتصادي و شكوفايي صنعتي بدون توسعه صنعت برق ممكن نيست ، چرا كه كمبود انرژي الكتريك مي‌تواند صدمات جبران ناپذيري بر پيكره اقتصادي جامعه وارد كند .
توليد انرژي الكتريكي همزمان با مصرف تحقق مي‌يابد ، يعني توليد انرژي زماني امكان‌پذير است كه همزمان مصرف‌كننده ‌اي بدنبال داشته باشد . بنابراين توليد بدون مصرف امكان ‌پذير نيست و اين عبارت به اين معناست كه نمي‌توان انرژي الكتريكي را به سادگي توليد و ذخيره كرد . از طرفي توليد‌كنندگان برق (نيروگاهها) اطلاع و ارتباط چنداني با مصرف‌كنندگان خرد و كلان ندارند و مصرف‌كنندگان انرژي الكتريكي بدون اطلاع از كميت و يا كيفيت انرژي الكتريكي توليدشده در هر شرايط و به ميزان دلخواه به سهولت از آن بهره‌مند مي‌شوند . حال به اهميت هماهنگي بين فرآيند توليد و مصرف و چگونگي اين اهميت پي مي‌بريم .

در حال حاضر در كشور ما بيش از بيست هزار مگاوات قدرت نصب شده وجود دارد كه از اين مقدار بيش از ده ‌هزار مگاوات را نيروگاههاي بخاري ، پنج‌هزار مگاوات را نيروگاههاي آبي ، بيش از سه‌هزار مگاوات را نيروگاههاي سيكل تركيبي و حدود چهار هزار مگاوات را نيروگاههاي گازي تأمين مي‌كنند .
اين قدرت بوسيله نيروگاههايي با قدرت‌هاي متفاوت و عمر متفاوت توليد مي‌شود كه بازده آنها با هم بسيار فرق دارند . هزينه توليد هر واحد نيروگاه با ديگري فرق داشته و هزينه كل تابعي از سهم بار هر يك از واحد‌هاست . بازده ماشينهاي نو بيشتر از ماشينهاي كهنه است . مسلما" يك تقسيم بار بخصوص بين واحدهاي توليد وجود دارد كه هزينه توليد به حداقل برسد . كافي نيست كه واحدهاي نو را با ظرفيت كامل بار كنيم و واحدهاي كهنه را با ظرفيت كمتر تا نتيجه مطلوب بدست آيد زيرا هزينه توليد تنها قسمتي از مسئله است . ميانگين بازده حرارتي نيروگاهها از عوامل متعددي نظير قدرت نيروگاهها ، نوع سوخت مصرفي ، وضعيت بهره ‌برداري ، نسبت بار توليدي به بار نامي ، ميزان توقف نيروگاهها و … تأثير مي‌پذيرد .
ولتاژ ژنراتور‌هاي بزرگ معمولاً بين 8/13 كيلوولت تا 24 كيلوولت است . البته ژنراتورهاي مدرن براي 18 كيلوولت تا 24كيلوولت ساخته مي‌شوند و هيچ استاندارد خاصي براي ولتاژ ژنراتورها انتخاب نشده است . سطح ولتاژ ژنراتورها ( ولتاژ توليد شده ) جهت انتقال ، به 115 كيلوولت تا 165 كيلوولت افزايش داده مي‌شود . 115 ، 118 ، 230 كيلوولت سطح استاندارد ولتاژ براي ولتاژ فشار قوي است . 345 ، 500 ، 765 كيلوولت جزو سطوح ولتاژ فوق فشار قوي است . مزيت خطوط انتقال فشار قوي وقتي مشخص مي‌شود كه ظرفيت MVA انتقالي خط مورد نظر باشد . ظرفيت خطوط هم‌اندازه ( از نظر طول ) با نسبتي بيش از مربع ولتاژ تفاوت دارند . با اينحال ولتاژ خط هر چقدر باشد نمي‌توان تعريف مشخصي براي ظرفيت داشته باشيم ، چون ظرفيت خط به محدوده حرارتي خط ، افت ولتاژ قابل قبول ، قابليت اطمينان ، عوامل دخيل در سنكرونيزوم كردن بين ماشينهاي سيستم - همانند پايداري - وابسته است كه بيشتر اين عوامل به طول خط بستگي دارند .
حال بايد اين انرژي توليد شده با اين سطوح ولتاژ به مصرف كنندگان متفاوت با سطح ولتاژ ديگري برسد . اين انرژي بايستي معمولا" بوسيله شبكه پيچيده‌اي از نيروگاه تا مصرف‌كننده ‌ها انتقال يابد كه در اثر عبور جريان از هاديهاي شبكه با مقاومت معين افت حاصل مي‌شود . در شبكه‌هاي بزرگ ارزش دارد كه كوشش كنيم تا نحوه تغذيه‌اي پيدا كنيم كه تلفات حداقل باشد ، چون بهبود حداقل 5/0 % در بازده باعث صرفه‌جويي زيادي مي‌شود .
به منظور بهره ‌برداري مناسب از سيستم‌هاي قدرت لازم است سيستم با حداقل هزينه مورد بهره‌ برداري قرار گيرد و هم چنين از قابليت اطمينان بالايي برخوردار باشد . سيستم مطمئن به سيستمي اطلاق مي‌شود كه از خطرهايي نظير وقفه‌ هاي زنجيره‌اي ، جدا شدن بخشي از شبكه ، خارج شدن ژنراتور از حالت سنكرون ، قطع بار ، عدم رعايت محدوديت‌هاي توان انتقالي خطوط ، ولتاژ شين‌ها و فركانس سيستم محفوظ باشد .
بهره ‌برداري از سيستم قدرت از اصول و قواعدي پيروي مي‌كند كه آگاهي از آنها براي مسئولان و بهره‌برداران سودمند است . همچنين عملكرد و استفاده از اين سيستم داراي دشواريهايي است كه بايد آنها را بشناسيم و به موقع در رفع آنها بكوشيم . عملكرد موفق سيستم‌هاي قدرت نيازمند عطف توجه به ايمني كاركنان و تجهيزات و ارائه خدمت بدون وقفه با پايين‌ترين قيمت ممكن به مشتركين است . مسئله ارائه برق ارزان ‌قيمت تابع عواملي چون كارآيي تجهيزات توليد برق ، هزينه نصب و هزينه سوخت در نيروگاهها است .
در صنعت برق طراحي و بهره‌ برداري بهينه و مؤثر اقتصادي همواره مورد نظر بوده است ، زيرا صرفه‌جوييهاي حاصل از بهره ‌برداري صحيح منابع قدرت پر اهميت مي‌باشند و در سيستم‌هاي قدرت بزرگ به چندين هزار دلار در روز بالغ مي‌شوند . مي‌توان گفت دستيابي به اين اهداف تأثير مستقيمي در سطح زندگي اجتماعي دارد . يك انرژي ارزان و مطمئن يك شرط اوليه براي داشتن يك زندگي در سطح بالا مي‌باشد . از آنجايي كه مصرف‌كنندگان برق نياز به انرژي حتي‌الامكان ارزان ، قابل اطمينان و در دسترس در تمام نقاط ممكن دارند . سيستم‌هاي مديريت انرژي كامپيوتر مي‌توانند كمك مؤثري در كاهش هزينه‌ ها و همچنين قابليت اطمينان و كاهش حاشيه اطمينان ( Margine safety ) باشند .
پيچيدگي دنياي تكنولوژي روز در سيستم‌هاي توزيع قدرت باعث شده كه اپراتورها بدون نياز به دستگاههاي پيشرفته قادر به كنترل سيستمهاي پيشرفته قدرت و برآوردن هدفهاي مديريت انرژي نمي‌باشند . اين كنترل ‌ها بايد اين اطمينان را به سيستم قدرت بدهد كه يك قدرت الكتريكي مطمئن ، انعطاف‌پذير با شرايط بهينه اقتصادي داشته باشيم .
با توجه به موقعيت جغرافيايي خاص كشور ما و پراكندگي مصرف در نقاط مختلف و همچنين متفاوت بودن چگالي بار در اين نقاط از يك ‌سو و مناسب نبودن همه ‌نقاط از نظر امكا نات جنبي براي نصب نيروگاهها براي برآورده‌كردن مصرف ، وزارت نيرو ناچار به نصب شبكه‌اي گسترده در سطح ايران شده است . در اين شبكه هدايت بار توليدي واحدها به مصرف‌كننده‌ها تأمين كند . انحراف از محدوده پيش‌بيني فركانس و ولتاژ مي‌تواند باعث خسارات اساسي براي مصرف‌كننده و ضربه‌اي بر اقتصاد ملي باشد . اهميت كنترل توليد و مصرف وقتي آشكارتر مي‌شود كه به تغيير آماري و غيرقابل پيش‌بيني بار مصرفي توجه شود . در چنين شرايطي توليد در شبكه از تعدادي واحد توليدي بوجود آمده كه توسط سازمانهاي مختلفي نظير توانير ، برق‌هاي منطقه‌اي ، آبهاي منطقه‌اي و غيره بهره ‌برداري مي‌گردد و مي‌بايست توليد اين‌ها هميشه هماهنگ با مصرف‌كننده‌ اي غيرمعين و آماري تغيير داده شود ، با توجه به منابع توليد مختلف در سازمانهاي مربوطه و نوع تغيير بار مصرف‌كننده ملاحظه مي‌شود كه ايجاد سيستم كنترلي متمركز و قوي تحت نظارت يك سازمان ضروري مي‌باشد .
در اين شبكه هدايت بار توليدي واحد‌ها به مصرف‌كننده بايد به نحوي انجام شود كه علاوه بر رعايت پارامترهاي اقتصادي ، ولتاژ و فركانس معيني را براي مصرف‌كننده تأمين كند .
نقش ديسپاچينگ
مفهوم ديسپاچينگ
هدف اصلي از يك سيستم مديريت انرژي پشتيباني كردن فعاليتهاي اتاق كنترل نظير بررسي ، برنامه‌ ريزي ، كنترل صحيح و سريع عمليات سيستم قدرت مي‌باشد . هدف ديگر از بكارگيري سيستم مديريت انرژي تأمين انرژي كافي در مواقع بروز اتفاقات در شبكه‌هاي قدرت از طريق پيش‌بيني توليد و انتقال مناسب انرژي يعني ولتاژ و فركانس ثابت و پايداري شبكه از اهداف ديگر بكارگيري سيستم‌هاي مديريت انرژي مي‌باشد .

يكي ديگر از مسئوليتهاي عمده بهره‌ برداران سيستم قدرت ، كنترل سيستم است . سطوح ولتاژ ، فركانس ، توان خطوط رابط ، جريان خطوط مستقيم و بارگذاري ابزار بايد در حدود معين ايمني نگهداشته شوند تا عرضه خدمات رضايت ‌بخش را به مشتركين سيستم قدرت امكان ‌پذير سازد . سطوح ولتاژ و جريان خطوط و بارگذاري تجهيزات در هر سيستم از هر نقطه به نقطه ديگر متفاوت است و كنترل به شكل نسبتا" محلي انجام مي‌شود .



براي اينكه با مفهوم ديسپاچينگ آشنا ‌شويم ، لازم به توضيح است ديسپاچينگ همان كلمه dispatching بوده كه مصدر آن dispatch يعني هماهنگ كردن توليد و مصرف ، و ديسپاچينگ در واقع فرآيندي است كه عمل هماهنگي و تنظيم انرژي و خطوط انتقال نيرو توسط مركز كنترل در آن انجام مي‌شود .

نقش ديسپاچينگ در شبكه‌ برق بسيار حساس است و اين نقش براساس اطلاعاتي كه از ديسپاچينگ مناطق و شبكه دريافت مي‌كند ، استوار است . وظيفه ديسپاچينگ مادر ، كنترل شبكه ، بهره‌برداري بهينه ، حفاظت از پايداري شبكه و حفظ ايمني آن است . اطلاعاتي كه ديسپاچينگ دريافت مي‌كند بايد لحظه به لحظه و واقعي باشد .


سياست بهره‌برداري از نيروگاهها ، ايستگاههاي فشار قوي انتقال نيرو و خطوط انتقال فشار قوي با سطوح ولتاژ بالا ( 400 ، 230 ، 132 ) كيلوولت در سطح كشور به عهده ديسپاچينگ است .

انتخاب مراكز كنترل با توجه به محدوديت‌هاي مالي و تكنيكي در هر كشوري منجر بكار‌گيري نوع خاصي ازاين سيستم خواهد شد . فاكتورهايي كه نياز به يك نوع خاص مركز كنترل را مشخص مي‌كند ، به سه دسته كلي مي‌تواند تقسيم گردد :

1.رشدي پيچيدگي مسائل بهره ‌برداري
2. افزايش ارزش اقتصادي سيستم
3. افزايش قابليت اطمينان سيستم

كه خود اين سه فاكتور در اثر افزايش تعداد نيروگاهها و خطوط ارتباطي مهم شبكه حاصل مي‌شود . مراكز كنترلي كه امروزه در سراسر دنيا از آن بهره‌برداري مي‌شود طيف وسيعي را از نظر سخت‌ افزار و نرم‌ افزار مي‌پوشاند . استراتژيهاي بهره ‌برداري به همراه محدوديت‌هاي مالي و تكنيكي منجر به ايجاد مراكز كنترل بسيار متنوعي گرديده است ، اما آنچه در اين زمينه اهميت دارد تحليل هزينه / فايده احداث يك مركز كنترل مي‌‌باشد. روشن است كه احداث يك مركز كنترل مدرن از نوعي كه امروزه متداول است براي يك شبكه با ظرفيت پايين با توجه به هزينه‌ نسبتا" بالاي اين نوع مراكز منطقي نمي‌باشد . از طرف ديگر در شبكه‌ هايي كه از نظر اقتصادي قابليت احداث يك چنين مراكز كنترلي را دارند بايد تحليل هزينه / فايده گردد . براساس بررسي‌هاي اقتصادي ، طرح ساختار سازماني مراكز ديسپاچينگ تعيين گردد . ( هزينه سرمايه‌گذاري طرح‌ هاي مدرن مركز كنترل بين 20 تا 40 ميليون دلار در نوسان است . )


وزارت نيروي ايران پيشرفته‌ترين سيستم كنترل را براي سهولت نظارت ، كنترل ، بهينه ‌سازي توليد ، انتقال و توزيع نيروي برق را در شبكه‌ سراسري اجرا كرده است . اولين مركز ديسپاچينگ در سال 1971 با حداكثر ظرفيت نظارت بر 50 ايستگاه و ظرفيت توليد 1675 مگاوات با قله مصرف 924 مگاوات ايجاد شد .



هر چند طرحهاي اوليه براي مراكز جديد در نيمه دوم دهه هفتاد شروع شد اما پيشرفت كارها تا پايان جنگ تحميلي به تأخير افتاد . اواخر سال 1989 كار براي 6 مركز كنترل محلي ( AOC ) و يك مركز كنترل ( SCC ) شروع گرديد .

ساختار مراكز ديسپاچينگ ايران بر اساس سيستم‌ هاي اسكادا به قسمي برنامه‌ريزي شده‌اند كه عضوي از يك مجموعه شامل 6 مركز محلي و يك مركز اصلي مي‌باشند .


تركيب سيستم به صورت زير است :

- يك مركز كنترل سيستم ( SCC )
- يك مركز كنترل اضطراري ( ESCC )
- پنج مركز كنترل محلي ( AOC )
مي‌باشد كه چهار مركز از اين شش مركز مربوط به سيستم ديسپاچينگ هيتاچي مي‌باشد . سه مركز ديسپاچينگ غرب ، فارس و از شمال نيز در برنامه آينده قرار دارند .

بر اساس بررسي ‌هاي مقدماتي كه در حدود سال 1983 ( 1363 ) توسط مشاورين خارجي انجام گرديد و مورد تأييد مجري طرح آن زمان بود نشان داده شد كه شبكه برق ايران با توجه به گسترش آينده آن و عمر مفيد يك سيستم ديسپاچينگ ، نياز به يك سيستم غيرمتمركز كه نتيجه طبيعي گسترش بيش از اندازه شبكه برق هم از نظر تعداد ايستگاهها و هم به لحاظ گستردگي جغرافيايي شبكه مي‌باشد . از اين رو وجود هفت مركز كنترل در نواحي مختلف تعيين گرديد .